عبد الجليل قزوينى رازى
116
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
كس كه عايشه را يا حفصه را يا يكى [ ديگر ] از زنان مصطفى و دگر انبيا را بزنا تهمت نهد ملحد و كافر و ملعون باشد و خون و مالش حلال بود از بهر آن را « 1 » كه ديّوث گفته باشد رسولان را ، و چنين حوالت مگر بمذهبى لايقتر باشد كه انبياء خداى را تهمت عشق و فسق و عصيان نهند و درجهء زنان انبيا از درجهء انبيا رفيعتر نتوان بودن « 2 » پس چون داود و يوسف و محمّد را عاشق و فاسق و متّهم روا دارند زنانشان را متّهم « 3 » توان دانستن ، و شيعه كه انبيا را معصوم گويند زنانشان « 4 » را بقذف و فحش منسوب نكنند و به حمد اللّه خواجگان ديندار ما همه مؤمن و معتقد و مستبصر باشند و اصول و فروع مذهب شناسند آن گويند كه بايد ، و آن از لفظ اجرا كنند كه شايد ، و الحمد للّه ربّ العالمين . آنگه گفته است : « اگر رافضيى « 5 » را كارىها افتد « 6 » همه دست بهم كنند و او را برهانند ، و اگر حنيفى « 7 » مذهبى را يا شافعى مذهبى را كارىها افتد « 8 » دست بهم كنند و خانهاش ببرند و كين دين از وى بكشند « 9 » » . امّا جواب اين كلمات كه : « رافضيان هم پشت باشند » بايد كه سنّيان نيز هم پشت باشند و اگر اينجا وزيرانند آنجا اميرانند ، چون سنّيان حميّت « 10 » ندارند گناه رافضيان نباشد بلكه آنچه حوالت كرده است هم تشنيع است و دروغ و بهتان كه بر خواجگان عادل ديندار نهاده است كه معلوم است كه به همه روزگار جانب
--> ( 1 ) - از موارديست كه دو اداة تعليل براى افادهء معنى تأكيد به كار رفته است . ( 2 ) - م ح د : « نتواند بود » ب : « نتوان بود » . ( 3 ) - ح د : « متهمتر » . ( 4 ) - م ب ح د : « زنان ايشان را » . ( 5 ) - م ب د : « رافضى » . ( 6 ) - بجز نسخهء ع : « كارى افتد » . ( 7 ) - م د ح : « حنفى » . ( 8 ) - بجز نسخهء ع : « كارى افتد » و شايد « ها افتادن » بمعنى اتفاق افتادن و پيش آمدن مىباشد . ( 9 ) - كين كشيدن بمعنى انتقام است در آنندراج براى اين استعمال اين شعر را از فردوسى نقل كرده : « چو او كينهكش باشد و رهنماى * سواران كشتى ندارند پاى » و در بهار عجم از حكيم شرف الدّين شفائى نقل كرده : « هر كس ز خصم كينه بنوع دگر كشد * مژگان بگريه لب بدعا خسرو از سپاه » ( 10 ) - ع ح د : « حمايت » .